![]() |
![]() |
|
| اي كاش آشنائيها نبود يا به دنبالش جدائي ها نبود يا مرا با او نمي كردي آشنا يا مرا از او نمي كردي جدا |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 11:29 قبل از ظهر توسط تنها |
|
|
عزیز دوست داشتنی من
تنها کسی که بهم نگفت برو گم شو
تنها کسی که همه ی حرفامو گوش داد و خسته نشد
تنها کسی که باهام بود و موند
تولدت مبارک وبلاگ عزیزم
عزیزترینم . تنها کسی که صدا ی گریه هامو شنید
به ازای تمام تنهاییام با تو بودم
تمام روزای قشنگ و تلخمو با تو تقسیم کردم و تو جا نزدی !!
دوست دارم ...
پ.ن : مرسي دوستان عزيزم !!
پ.ن : -------------------sootedelan----------- چرا هيچ نشوني از خودت نذاشتي ؟! اگه به حرفات اطمينان داري از خودت يه نشون بذار
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 6:54 بعد از ظهر توسط تنها |
|
|
با شما هستم .. ای تمام شب هایی که تا صبح لحظه لحظه شمردمتان
ای تمام ستاره هایی که هیچ وقت پیدا نکردمتان تا شب هایم را با شما قسمت کنم ای تمام خاطره هایی که سبز و گاهی سرد رفتید ای تمام آسمانی که نگاهت کردم و نمی توانستی مرا ببینی ای تمام روزهایی که باریدم و باریدم و رنگین کمانی در کار نبود ...
این منم .... من بودم که بودم و ماندم من بودم که از ثانیه ها جا ماندم من بودم که شب را می شمردم شاید بار دیگر آغوش مهربان پدربزرگ مهمانم کند من بودم که فریاد زدم خدای من ...
امروز که تنها شدم ... نه روزهاست که تنهایم کاش می دانستی این دخترک ساکت کنج نشین روزگاری همپای نسیم می دوید روزگاری آسمان مال من بود
چراغ قرمز و لب هایی که آرام به هم می خوردند " آخه دله من ... " وقتی آن شب در میان تاریک و روشن آن همه مردم با هم می خواندند کوچه لره سو سبیشم یار گلنده توزالماسین الا گلسین بلا گتسین ارامیزدا سوز الماسین
من باز غرق یادت بودم .. روزهایی که گذشت . عشق های خالصانه و رفتن هایت
یانیر اوریم آغلیر گوزلریم نینیم الاهیم تک اونو سودیم !
جواب مهربانی هایم را گرفتم : رد شدم من یعنی رفتن من یعنی تنها من یعنی دست هایم جایی برای در آغوش کشیدن دستهایت ندارد من یعنی شب و ستاره و آسمان ... من یعنی آوای گیتار من یعنی سلطان قلبم توهستی ... که به تنهایی هایم خندیدی من یعنی در اوج تاریکی تابیدن من یعنی سنگ صبور ساکتی که از دستانت افتادم و تو نفهمیدی من یعنی یک عالم کوچه های یک طرفه من یعنی صبح خلوت خیابان و چراغ سبز
کاش فریاد می زدم و کسی نمی شنید یا آنکه می خواستم می شنید کاش کنار ساحل که می دویدم دریا ردپایم را فراموش نمی کرد لااقل یک جای پا باقی می گذاشت کاش این همه سکوتم نمی شکست و من غرق سکوت و آهم و خواهم رفت و خواهم ماند رنگین کمان پاداش من است من که تا آخرین قطره زیر باران ماندم
باریدن هایم مهمان کوچه ی شما . شاید غبار شیشه هایتان را شست
و من حتی نقش آهی روی شیشه هم نشدم تا در خاطر بمانم . پ.ن : دیشب . آتیه . ملافه های سفید . من ... خدایا ممنونم که دوباره چشمانم را باز کردی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 9:26 قبل از ظهر توسط تنها |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
روي قبرم بنويسيد مسافر بوده است ... بنويسيد كه يك مرغ مهاجر بوده است ... بنويسيد زمين كوچه ي سرگردانيست .. او در اين معبر پرحادثه عابر بوده است ... صفت شاعر اگر همدلي و همدرديست .. در رثايم بنويسد كه شاعر بوده است ... مدح گويي و ثنا خواني اگر دين داريست ... بنويسيد در اين مرحله كافر بوده است ... غزل هجرت من را همه جا بنويسيد
|
|
RSS
|