![]() |
![]() |
|
| اي كاش آشنائيها نبود يا به دنبالش جدائي ها نبود يا مرا با او نمي كردي آشنا يا مرا از او نمي كردي جدا |
|
تنها تولدت مبارک ! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 1:53 بعد از ظهر توسط تنها |
|
|
دیشب خواب دیدم
تو به من می خندیدی تو در هجوم سکوت می نگریستی تو در یلداترین تاریکی شب می رفتی تو در افق نامعلوم سپیده دور می شدی تو سراسر آرزو بودی ، آرزوی نور. تو با سردترین آهنگ می گفتی : فردا از آن من است : تو مرا به امروز پیوند داده ای ! تو چشمانت را بستی که راحت ترکم کنی تو لبریز از خواستن رفتی... دیشب خواب دیدم که باز دستانت را حس می کنم ... چه رویایی ... چه کابوسی ... دیگر برایم خواستنی نیستی ! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 3:8 بعد از ظهر توسط تنها |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
روي قبرم بنويسيد مسافر بوده است ... بنويسيد كه يك مرغ مهاجر بوده است ... بنويسيد زمين كوچه ي سرگردانيست .. او در اين معبر پرحادثه عابر بوده است ... صفت شاعر اگر همدلي و همدرديست .. در رثايم بنويسد كه شاعر بوده است ... مدح گويي و ثنا خواني اگر دين داريست ... بنويسيد در اين مرحله كافر بوده است ... غزل هجرت من را همه جا بنويسيد
|
|
RSS
|