![]() |
![]() |
|
| اي كاش آشنائيها نبود يا به دنبالش جدائي ها نبود يا مرا با او نمي كردي آشنا يا مرا از او نمي كردي جدا |
|
روزگار اگر چه سخت می گذرد .
تو که رفتی فکر می کردم که دیگر هیچ وقت ماه نخواهد تابید ، سحر نخواهد آمد باران زیبا نخواهد بارید ،خواهم مرد اما باز هم ماه تابید ، سحر آمد ، باران باز هم زیبا بود من ... چه ساده بودم تنها که شدم فکر می کردم آسمان آبی نخواهد ماند شب ، سکوت ، نفرت ماندنی است آسمان آبی بود ، شب ساکت آمد و جاری شد اما باز هم رفت
من ، چه باور اشتباهی ...
از من بودن خسته ام ...قلمم ساید دیگر ننویسد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم اسفند 1384ساعت 9:11 بعد از ظهر توسط تنها |
|
|
یادت هنوز اینجاست ،
باران می بارد، نردیک آتش می نشینم ، زبانه می کشد ... باور نمی کنم ، روزهایمان خاکستری شود . سردی نگاهت به خاطر پاییز است ...هنوز می سوزد ... امروز نیامدی ، باور نمی کنم فراموشت شده باشم ... هنوز می سوزد... هنوز می سوزد ... گفتی برو ، من باور نمی کنم که خسته شده ای ... باور نمی کنم ... هنور می سوزد باور نمی کنم ... خاکسترها خاموشند ، تو روزهاست که نیستی ... اما من هنور باور نکرده ام که من برایت هیچ بودم . |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم اسفند 1384ساعت 9:43 بعد از ظهر توسط تنها |
|
|
دل تنگم ، دل تنگ سکوت گورستان نوری از دور انگار می درخشد ، چشمانم را می بندم ، می ترسم سنگ قبر را در آغوش می گیرم ، چه سرمای دلنشینی دستم را روی حروف غریب حک شده می فشارم ، آ..ر..ا...م..گ..ا....ه آرامگاه . شاید از آن دوستی غریب یا پدری که سال ها پیش از دستش دادم ؟! اما نه ، این اسم ... این اسم را انگار جایی دیده بودم ! روی پیشانی ام ، آنروز که آینه را دیدم صدای قهقه ای می آزاردم . دور نیست ، می خندم . این منم که سکوت را می شکنم . خدای من ... خدای خوب من ، بگو چرا ؟ چرا به من نگفته بودی اینقدر تنها خواهم مرد ؟!! |
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم اسفند 1384ساعت 3:44 بعد از ظهر توسط تنها |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
روي قبرم بنويسيد مسافر بوده است ... بنويسيد كه يك مرغ مهاجر بوده است ... بنويسيد زمين كوچه ي سرگردانيست .. او در اين معبر پرحادثه عابر بوده است ... صفت شاعر اگر همدلي و همدرديست .. در رثايم بنويسد كه شاعر بوده است ... مدح گويي و ثنا خواني اگر دين داريست ... بنويسيد در اين مرحله كافر بوده است ... غزل هجرت من را همه جا بنويسيد
|
|
RSS
|